شیرین ترین عسل
روز اول اردیبهشت روروئک آوین رو آوردیم و گذاشتیم توش بشینه . از موزیک و دکمه هاش خوشش اومد و براش جذاب بود . دوم اردیبهشت که توش نشست حدود یک متر راه رفت و ما رو شگفت زده کرد . سوم اردیبهشت دیدم پایین لثه ش چیزی برق میزنه . خانوم در 5 ماهگی دو تا دندون در آورد. با ذوق به پدرش که نشون د ادم گفت : آخه دخترم تو چه بی آزاری نق نزدی . تب نکردی . یهو دندون در آوردی؟ دلم میخواست میتونستم براش جشن بگیرم . ولی ..... و اما ششم اردیبهشت ساعت 9 شب اولین غذای آوین فرنی بود که خییییییییلی با اشتها سه قاشق چای خوری کامل ازش رو خورد. دلبندم این اولین سال نوی خورشیدی توست که در کنار منی . در کنار من بمون تا ابد . میخوام بهترین چیزهایی که یه مادر میتونه به فرزندش بده .... بهت بدم . میخوام لبریزت کنم از عششششششششششششق و مهر و محبت . میخوام ...خواستنی ترین بشی... شاد باشی و همیشه مثل امروز به هق هق گریه هام بخندی .... تا از خنده های تو جون دوباره بگیرم . جان منی آوینم حالا 3 مه و 10 روزشه . ون خیلی خیلی خیلی بچه آرومیه . طوری که من هرگز همچین بچه ای رو ندیدم.شیرش رو میخوره و میوابه و تمیزش میکنم .میخوابه...وزمانی کهبیداره قبل از اینکه نق بزنه برای اینکه بغلش کنم....کمی با خودش قان و قون میکنه و بازی میکنه. ااین بچه از 20 روزگی به آدم میخندید . و از 45 روزگی وقتی بهش میگفتم گو آآآآآآآآآآآآآآآآآآ میخندید و دهنش روباز میکرد که یعنی مثلا آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ بعد بهش میگفتم بگو آققققققققققققققققققن.... با من تکرار میکرد ققققققققققققق البته هنوز هم این کارها رو. جدیدا با کریر میذارمش جلوی تی وی ... از دیدن آدمها که حرکت میکنن سرگرم میشه . کافیه یه مجری حرف بزنه و همزمان دست تکون بده .... غش میکنه از خنده .چون فکر میکنه دارن نازش میدن. بچه خییییییلی ترسویی هست . و توی خواب هم گاهی با بغض گریه میکنه. من عاشق اینم که لباسهای خوشگل بپوشونمش و به موهای کمش گیره بزنم. من از داشتنش ... بزرگ کردنش ..... نگهداری ش . غذا دادنش ... از همه چیزش لذت میبرم. وهمیشه میگم اگه میخواین کسی رونفرین کنین بگین دوراد بار داریش مثل کم شه و اگه میخواینکسی رودعا کنین بگین یه بچه مثل آوین داشته باشه . خدایا همه بچه ها رو برای مادر و پدرهاشون حفظ کن .... پسر و دختر منو هم برای ما نگه دار آوینم خیلی ماهه . فکر نمیکنم بچه ای به این آرومی و خانومی توی عمرم دیده باشم و یا ببینم. البته گاهی فکر میکنم شاید نوه هام یکیشون اینجوری بشه .... بعد برای عروسم و یا دامادم تعریف میکنم که : آوین هم دقیقا همینجوری بود . وای ی ی یی ذوووق کردم. دارم تمام هم و غمم رو میذارم برای بچه هام . سعی میکنم همیشه اعصاب داشته باشم براشون . جز یکی دو بار ..... پیش نیومده که از فشار عصبی ببرم . به رادینم خیلی عشششششق میدم . تا حسادتش تحریک نشه . آوین هم که کاملا با نگاهش باهام حرف میزنه . بی شرف یه آبانی به تمام معناست .... چشمهاش شششششدیدا جذابه ..... شاید خوشگل نباشه ولی دلنشینه . دارم میمیرم تاتابستون بشه و لباسهای خوشششششگل تنش کنم. بچه م واقعا منو اذیت نمیکنه . حتی وقتی بیمار شد و 10 روز آنتی بیوتیک و دارو ... داشت اصلا اذیتم نکرد. خدایا .... به زمین و آسمونت قسمت میدم برام بچه هامو سالم نگه دار. خیلی سالم ... پدرشون رو هم سالم نگه دار تا براشون همیشه پدری کنه و سایه ش بالای سرشون باشه و بی پدر بزرگ نشن . خدایا به بچه هام تا ابد عشقمو میدم .... بچه هامو تا ابد از عشق خودت و مردم دریغ نکن ... خدا جون .... خیلی سالاری .... یادت نره ها ! البته منو هم سالم نگه دار تا بتونم نوه هامو نگه دارم و بچه هام با همسراشون برن سینما ..... یا مسافرت . خوب؟ سپاس .... خیلی باحالی عزیزم .... همیشه معتقد بودم آدمها یا کاملا مثل اسمشون میشن یا دقیقا بر عکس . برای همین هم واسه نامگذاری روی بچه ها خیلی دقت دارم به معانی . تو مثل هر سه تا معنی اسمت هستی .... به کردی عشششششششششششششششششق به فارسی پاک و زلال مثل آب اوستایی.... بسیار بیننده و آگاه آگاهی که منو اصلا اذیت نمیکنی و میذاری که گاهی بخوابم و استراحت کنم و کارهامو بکنم وبیام اینترنت نفس منی .... نفس همه خستگی هایم با آن لبخند معصومانه ات ..... و نگاه خوشگلت وقتی در حین لبخند زدن با شرم از من میدزدی .... در میرود. من فقط به خاطر تو وبرادرت زنده هستم باور کن و لبخندت را هرگز از من نگیر . دوستت دارم .... ف ر ز ن د م
مطالب قدیمی تر »

